تبليغاتX
دوباره باید ساخت - برام دعا کنید

دوباره باید ساخت

سلام دوستان من سه شنبه شب رفتم شمال جاتون خیلی خالی بود خوش گذشت البته بخشید که خبر ندادم که دارم میرم آخه شمال رفتن ما روی حساب نیست یک دفعه ساعت ۳ نیم شب بابام بلند می شه می گه آماده شید بریم

من سه ساعتی میشه که برگشتم واقعا خسته هستم چون تو این چند روزه ۵ دقیقه هم نخوابیدم

به کسایی که نظر داده بودن سر زدم که تشکر کنم نظر هم می دادم ولی ثبت نظر رو که میزدم می پرید نمی دونم چرا این جوری میشه

این هم باما شوخیش گرفته

راستی من فردا باید کار مهمی رو انجام بدم که تو سر نوشتم خیلی تاثیر داره برام دعا کنید موفق بشم

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 0:55 توسط سارا


DESIGN BY :MINOS X

نمی دانم نمی خواهم بدانم که پس از مرگم چه خواهدشد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ وبازی گوش
ولو یک ریز وپی درپی که دم گرم خوشش را در گلویش سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدان سان بشکند سکوت مرگبارم را


صفحه نخست
پست الکترونيک




نوشته هاي پيشين

فروردین 1388

شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387



پيوندها

یگانه
عاشق تنها
night-skin
رضا جون
(شاپرک قصه ها)
درانتظار تو
۩۩۩ دنیای تنهایی من ۩۩۩
بارگاه عاشقان
رویای خیس
اشق اهورا
بهار
تنها ترین تنها
پارمیس
فانوس پشت پنجره
ღ♥ღبه امید چتر فردایت خیس بارانمღ♥ღ
عشق نیکو
تاریخ-شاهنامه-ادبیات
سلول زنده
همه چیز
محسن
۩۞۩ چقدر جذاب هستید ۩۞۩
نگهبان شب
جزیره ی دور افتاده
اتاق72
دست خط روزگار
نگاه
کوچه تنهایی خیال
bad boy
لی لی ناز
خشن اما خونسرد
در کوی عشق
تنها ترین عاشق
o°°O.. ღ رد پای عشق o°°O..ღ
کابوس بیداری
جاده ای به عشق
سنگ صبور
حرف هایی از ته دل


    تعداد بازديدها:

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس