تبليغاتX
دوباره باید ساخت

دوباره باید ساخت




میروم خسته و افسرده و زار

سوي منزلگه ويرانه خويش

بخدا مي برم از شهر شما

دل شوريده و ديوانه خويش

 

مي برم, تا كه در آن نقطه دور

شستشويش دهم از رنگ گناه

شستشويش دهم از لكه عشق

زينهمه خواهش بيجا و تباه

 

مي برم تا ز تو دورش سازم

ز تو, اي جلوه اميد محال

مي برم زنده بگورش سازم

تا از اين پس نكند ياد وصال

 

ناله مي لرزد, مي رقصد اشك

آه, بگذار كه بگريزم من

از تو, اي چشمه جوشان گناه

شايد آن به كه بپرهيزم من

 

بخدا غنچه شادي بودم

دست عشق آمد و از شاخم چيد

شعله آه شدم, صد افسوس

كه لبم باز بر آن لب نرسيد

 

عاقبت بند سفر پايم بست

مي روم, خنده بلب, خونين دل

مي روم, از دل من دست بدار

اي اميد عبث بي حاصل

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 11:4 توسط سارا |


دوستان ببخشید آپ می کنم خبر نمی دم بلا خره باید بفهمم که کی بیادم هست دیگه

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 0:39 توسط سارا


سلام دوستان سرم خیلی شلوغ هستش از یک ور رفتن به مسافرت بلا خره تابستون دیگه این مامان بابا وقط گیر میارن دیگه کاریش هم نمی شه کرد واز طرف دیگه کار هایی که باید برای تغییر رشتم انجام بدم

آخ یادم نبود که شما حتی نمی دونید من چندسالم هستش

خوب پس کارم سخت ترشد

من امسال می رم سوم دبیرستان رشته ی تحصیلیم تجربی بود که اصلا بهش علاقه ندارم ونداشتم ونخواهم داشت به خاطر همین هم دارم تغییر رشته می دم و میرم ریاضی آخه من ریاضی رو خیلی دوست دارم

واما دلیلی که قبلا نرفتم ریاض

۱)زیاد تصمیمم جدی نبود وسر دوراهی قرار گرفته بودم

۲)اسرار های پدرم واین که می گفت اگه تجربی بری وچشم پزشکی بخونی چون تو این کار سررشته وهمچنین  آشنا های زیادی دارم می تونم همایتت کنم

۳)وهمچنین میگن سر رشته های ریاضی بیشتر مردونست و آقایون در این کار موفق ترند

ولی حالا که دیدم من بازیست نمی تونم کنار بیام بخاطر همین هم دارم تغییر رشته می دم برامم اصلا مهم نیست که بقیه چه فکری می کنن

 کار مهم وسر نوشت سازی که می گفتم هم همین بود

الان هم پدرم از ته دل راضی نیست ولی چه می شه کرد من تا کی می تونم خواسه های خودم را به خاطر پدر ومادرم زیر پا بزارم

دوستام بهم می گن تو چلی که می خوای از چاه در بیایی بیفتی تو چاله ولی اون ها نک بینی شون رو نگاه می کنن آخه حفظ کردن که کاری نداره میتونم این دو سال باقی مونده رو بل بل وار زیست وزمین و... ودرس های این رشته رو حفظ کنم وبرم بالا گیریم هم که کنکور رتبه آوردم ولی بعدش چی من نه به پزشکی ونه به...هیچ یک از زیر شاخه های تجربی علاقه ندارم

امروز رفته بودم مدرسه قرار شد که مشاور مدرسه مون از آموزش وپرورش بپرسه که امتحان آمار را باید امسال بدم یا این که سال دیگه بلا خره آش خالم بخورم پام نخورمم پام

آخه می دونید که دوم تجربی ریاضی یکی هستش فقط با یک تفاوت که ریاضیا آمار دارن و تجربیا زیست (بی...)

یک توصیه به اون هایی که می خوان انتخاب رشته کنن می کنم

اینکه هر رشته ای که دوست دارن انتخاب کنن ونزارن کسی توگوششون ...

من رو در خاطرشون به عنوان یک تجربه قرار بدن

 

راستی یک چیز دیگه می دونم که کارم تقریبا تموم شده هستش ولی بازم برام دعاکنید

 عشق را زير باران بايد جست...

هميشه کودکي باد را صدا مي کرد.

هميشه رشته ي صحبت را

به چفت آب گره مي زد.

براي ما يک شب

سجود سبز محبت را

چنان صريح ادا کرد

که ما به عاطفه ي سطح خاک دست کشيديم

و مثل لهجه ي يک سطل آب تازه شديم.

و بارها ديديم

که با چقدر سبد براي چيدن يک خوشه ي بشارت رفت.

ولي نشد

که روبروي وضوح کبوتران بنشيند

و رفت تا لب هيچ

و پشت حوصله ي نورها دراز کشيد

و هيچ فکر نکرد

که ما ميان پريشاني تلفظ درها

براي خوردن يک سيب

چقدر تنها مانديم...



هر کجا هستم باشم

آسمان مال من است.

پنجره فکر هوا عشق زمين مال من است.

چه اهميت دارد؟

گاه اگر مي رويند؟

قارچ هاي غربت؟

من نمي دانم

که چرا مي گويند:اسب حيوان نجيبي ست و کبوتر زيباست.

و چرا در قفس هيچ کسي کرکس نيست؟

چشم ها را بايد شست‌‌ جور ديگر بايد ديد.

واژه ها را بايد شست.

چترها را بايد بست.

زير باران بايد رفت.

فکر را خاطره را زير باران بايد برد.

عشق را زير باران بايد جست.

دوست را زير باران بايد ديد.



عشق را زير باران بايد جست...

سهراب سپهری

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 0:26 توسط سارا |


سلام دوستان من سه شنبه شب رفتم شمال جاتون خیلی خالی بود خوش گذشت البته بخشید که خبر ندادم که دارم میرم آخه شمال رفتن ما روی حساب نیست یک دفعه ساعت ۳ نیم شب بابام بلند می شه می گه آماده شید بریم

من سه ساعتی میشه که برگشتم واقعا خسته هستم چون تو این چند روزه ۵ دقیقه هم نخوابیدم

به کسایی که نظر داده بودن سر زدم که تشکر کنم نظر هم می دادم ولی ثبت نظر رو که میزدم می پرید نمی دونم چرا این جوری میشه

این هم باما شوخیش گرفته

راستی من فردا باید کار مهمی رو انجام بدم که تو سر نوشتم خیلی تاثیر داره برام دعا کنید موفق بشم

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 0:55 توسط سارا


 

یادم میاد باز اون روزا

 

که بودن  از جنس خدا

 

برای با تو بودن

 

هر روز میکردم دعا

 

 

 

فرشته بودی واسه من

 

پاک و منزه از گناه

 

دور از همه سیاهیا

 

جدا بودی از آدما

 

 

 

با دیدنت پر میزدم

 

با این خیال و فکر و حال

 

که تو هم منو دوستم داری

 

میرفتم تا آسمونا

 

 

 

تموم شد این خاطره ها

 

منو تو مال هم شدیم

 

برای عشق پاک و ناب

 

همدل و هم قسم شدیم

 

 

 

برای  تو هدیه دادم

 

حلقه ای از ستاره ها

 

تا که بدونن همگی

 

دوستت دارم خیلی زیاد

 

 

 

هلهله عاشقیمون

 

پیچید میون آدما

 

گفتن همه از عشقمون

 

چون عشق لیلی مجنونا

 

 

 

تا رسید اون شب سیاه

 

اشک و دیدم توی چشات

 

با هق هقت گفتی بهم

 

دوستت ندارم به خدا

 

 

 

تموم دنیا یه دفه

 

خراب شد روی سرم

 

گفتم برو شوخی نکن

 

دیگه نگو از این جکا

 

 

 

گفتی آره این یه جکه

 

از اون جکای گریه دار

 

اما داره حقیقت

 

شب و روزم شده فنا

 

 

 

 

 

گفتم چرا گفتم چرااااا

 

تو که دلت پیشم نبود

 

چرا گفتی دوستم داری

 

چرا منو گولم زدی

 

گفتی فغط منو داری

 

 

 

گفتی تو رو دوستت دارم

 

اما نه اندازه اون

 

گفتی میخوام برم دیگه

 

همیشه باشم پیش اون

 

 

 

گفتم برو ولی بدون

 

دوستت داشتم تا پای جون

 

این آخرین شعر منو

 

توی غروب عشق بخون

 

 

+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387 1:10 توسط سارا |


DESIGN BY :MINOS X

نمی دانم نمی خواهم بدانم که پس از مرگم چه خواهدشد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ وبازی گوش
ولو یک ریز وپی درپی که دم گرم خوشش را در گلویش سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدان سان بشکند سکوت مرگبارم را


صفحه نخست
پست الکترونيک




نوشته هاي پيشين

فروردین 1388

شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387



پيوندها

یگانه
عاشق تنها
night-skin
رضا جون
(شاپرک قصه ها)
درانتظار تو
۩۩۩ دنیای تنهایی من ۩۩۩
بارگاه عاشقان
رویای خیس
اشق اهورا
بهار
تنها ترین تنها
پارمیس
فانوس پشت پنجره
ღ♥ღبه امید چتر فردایت خیس بارانمღ♥ღ
عشق نیکو
تاریخ-شاهنامه-ادبیات
سلول زنده
همه چیز
محسن
۩۞۩ چقدر جذاب هستید ۩۞۩
نگهبان شب
جزیره ی دور افتاده
اتاق72
دست خط روزگار
نگاه
کوچه تنهایی خیال
bad boy
لی لی ناز
خشن اما خونسرد
در کوی عشق
تنها ترین عاشق
o°°O.. ღ رد پای عشق o°°O..ღ
کابوس بیداری
جاده ای به عشق
سنگ صبور
حرف هایی از ته دل


    تعداد بازديدها:

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس